اسفند ۲۰، ۱۳۹۱

Dearest, although everything has happened, nothing has happened


روز را با این ویدیو و قصه‌اش شروع کردم. کیانا گذاشته بودش توی پلاس. قلبم منفجر شد. دارد منفجر می‌شود هنوز. آن لحظه‌ای که آبراموویچ می‌بیندش، آن جور که چشم‌هایش پر می‌شوند، آن جور که طاقت می‌آورند و نگاه می‌کنند و نگاه می‌کنند، این‌ها قلبم را تکه‌تکه می‌کنند. خوش‌حال ام که قلبم را هنوز این‌ جور چیزها تکه‌تکه می‌کنند. عجیب است؟

۱ نظر: