بهمن ۱۸، ۱۳۹۱

و مشى الخوفُ بي و مشيت بهِ حافياً


اولین بار توی «كأنها نائمه»ی الیاس خوری درباره‌اش خواندم. اسم کلیسا را گذاشته‌اند کلیسای «سيدة الرجفة». انگلیسی‌زبان‌ها به‌ش می‌گویند کلیسای Our Lady of the fright یا Mary's fear. من اما اسم عربیش را دوست‌تر دارم: سيدة الرجفة، بانوی لرز. قصه می‌گوید وقتی مسیح را از کنیسه‌ی ناصره راندند و خواستند از کوه پرتش کنند، مریم این‌جا ایستاده بود و لرزید،‌ از وحشت لرزید. حالا از کلیسا فقط ویرانه‌ مانده.
بعضی روزها مدام به هم‌این فکر می‌کنم. به لرزیدن از وحشت، به ویرانه‌ای که مانده.

۱ نظر: