فروردین ۲۵، ۱۳۹۱

The moon sees somebody I want to see

آخرهای فیلم، مادره دخترهایش را بغل کرد و I See the Moon خواند. بعدش تا خود صبح، خواب و بیدار، کسی هم‌این را توی گوشم می‌خواند. 

۱ نظر:

  1. من پنج شش ساله بودم. مادربزرگم در اصفهان مریض بود. پدرم اهواز مونده بود و ما با مامانمون اصفهان بودیم.
    یک بار که دلتنگی می‌‌کردیم مامانم ما را برد توی حیاط گفت اون ماه را می‌بینید؟ همین الان اون داره بابا را می‌بینه. هم ما را می‌بینه هم بابا را. ما به ماه نگاه می‌کردیم که اون ماهه بابامون را می‌دید. به نظرم خیلی عجیب و غیرممکن بود. ولی اگه مامانم می‌گفت حتما راست بود. از اون به بعد جدی نگاهم به ماه عوض شد.
    من این فیلمه را ندیدم ولی این پستت منو یاد اون وقت انداخت.

    پاسخحذف