فروردین ۲۱، ۱۳۹۱

Maybe I like this roller coaster, maybe it keeps me high

یک. توی ترافیک، شافل می‌رساندمان به «لو تعرفوه». جایی از شعر یک «و» می‌گذارد و با هم‌این «و» کوچک جوری ترجمه‌اش می‌کند که من دوست ندارم؛ جوری که گلایه دارد. گوش من «و» نمی‌شنود و جوری ترجمه‌اش می‌کند که غم‌گین است و سربه‌راه. به نظرم هر دو درست می‌شنویم. آن‌جای زندگی که او ایستاده، جمله «و» دارد و گله، این‌جا که من ایستاده‌ام، غم. 

دو. پیاده‌ رفتن‌های عصرهای بهار.

سه. لانا دل ری دارد می‌خواند I'm in love with a dying man. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر