بهمن ۱۵، ۱۳۸۹

أشد من الماء حزنا

استعداد عجیبی دارم که غم‌انگیزترین شعرهای دنیا را کشف کنم. یک چیزی خوانده‌ام از سمیح القاسم و فکر می‌کنم الان است قلبم از غصه بترکد. واقعا این‌جور به نظرم می‌رسد. موهام را شبیه جودی ابوت بافتم که شاید یادم برود. باید بگویم مذبوحانه. قید مناسب در این جمله، «مذبوحانه» است. چه‌طور آن همه غم یک‌جا نشسته توی آن کلمه‌ها؟ شاعرها چه‌طور بعدش زنده می‌مانند؟ چه‌طور سرِ زا نمی‌روند؟ 

۲ نظر: