دی ۱۰، ۱۳۸۹

به خون خویش مستعجل

هر بار شروع می‌کنم و هنوز به جمله‌ی دوم نرسیده، پشیمان می‌شوم. فکر می‌کنم که چه فایده؟ این روزهام توضیح‌دادنی نیست. چه‌جور می‌شود گفت؟ اصلا می‌شود گفت؟ و فکر می‌کنم که بگذار بگذرد. بگذار هم‌این جوری در سکوت بگذرد. 

۲ نظر: