مرداد ۱۱، ۱۳۸۹

لالایی گویم و خوابت کنم من

یک شرکت معظم نروژی هست به اسم Kirkelig Kulturverksted. حالا انتظار نداشته باشید تلفظ درست اسمش را بلد باشم. عمرا اگر زورم به این زبان‌های اسکاندیناویایی برسد. بحثمان هم این نیست فعلا. این شرکت به نظر من یکی از دوست‌داشتنی‌ترین شرکت‌های تهیه‌کننده‌ی موسیقی است. یعنی ایده‌ی پشت بعضی از آلبوم‌های تولیدی‌اش بی‌نظیر است. دوتا از معروف‌ترین مجموعه‌هایش Songs Across Walls Of Separation و Lullabies From The Axis of Evil هستند.
مجموعه‌ی اول حاصل هم‌کاری موسیقی‌دان‌هایی از مناطقی است که مردمشان با دیوارهای حائل (یا چیزی شبیه دیوار حائل) از هم جدا شده‌اند: فلسطین، مکزیک و آمریکا، قبرس، کشمیر و مراکش. (بله، من هم تا قبل از این آلبوم نمی‌دانستم که توی مراکش هم دیوار حائل وجود دارد.)
دومی که از اولی قدیمی‌تر و برای من دوست‌داشتنی‌تر است، در واکنش به آن سخن‌رانی معروف «محور شرارت» بوش پسر ساخته شده و مجموعه‌‌ای است از لالایی‌های کشورهای محور شرارت: عراق، ایران و کره‌ی شمالی و هم‌این طور سوریه، لیبی، کوبا، افغانستان و فلسطین که با موسیقی غربی هم تلفیق شده‌اند.
حالا چرا این‌ها را می‌نویسم؟ دی‌شب کسی گفت که به جای این غرغرهای روزانه بیایم چهارتا موسیقی خوب این‌جا بگذارم که با هم بشنویم. البته از دید من این دوتا ماجرا هیچ مغایرتی با هم ندارند. من این‌جا هم غرغر می‌کنم، هم از این به بعد گاه‌گاهی از موسیقی می‌نویسم. اصلا موسیقی و غرغر دو روی یک سکه‌اند. هر دو بچه‌ی به ستوه آمدن‌اند. قبول ندارید؟ اصراری ندارم که قبول کنید. زیر جهان زبر نمی‌شود. عجالتا بروید این دوتا آلبوم را بشنوید.

۲ نظر:

  1. اولین باره که(غیر از عبدالحلیم حافظ) از عربی خوشم میاد. حسن انتخابت باعث میشه بخوام باز هم کار بذاری.

    پاسخحذف
  2. چه قدر این روی سکه حالی داد. چند بار اگر غر بزنی سکه بر می گرده؟

    پاسخحذف