خرداد ۲۲، ۱۳۸۹

این تازه اولش بود.

صبح زود بیدار شدیم. صبحانه خوردیم و شال و کلاه کردیم و رفتیم توی خیابان‌ها. از دیدن صف‌های طولانی ذوق کردیم. من مچ‌بند سبزم را باز کردم و از ماشین پیاده شدم. توی صف که ایستاده بودیم، جوانی آمد با عکس احمدی‌نژاد توی دستش. گفتم که عکس را بگذارد توی جیبش. پوزخند زد. الان خاطره‌ی پوزخندش جگرم را آتش می‌زند. رفتم ناظر شعبه را پیدا کردم و گفتم که به جوان تذکر بدهد. مجبور شد عکس را جوری تا کند که دیده نشود. رای دادیم. برگشتیم توی ماشین. مچ‌بندم را دوباره بستم. فکر کردم شبیه دوم خرداد است. دوم خرداد رای‌اولی بودم و فکر می‌کردم دنیا را عوض کرده‌ام. خیابان‌ها پر بود از آدم. آدم‌های خندان امیدوار. آدم‌های مهربان. آدم‌های «وضع به‌تر می‌شود». 
شب پسردایی بزرگه تلفن کرد. از ستاد آمده بود. تلخ. گفت: نمی‌ذارن، نمی‌ذارن. من گیج بودم. گوشی تلفن به دست، هاج و واج ایستاده بودم وسط هال. گفتم: ینی چی نمی‌ذارن؟ مگه می‌تونن نذارن؟ زنجیره‌ی سبز هنوز جلوی چشمم بود. گفت: تموم شد. نمی‌ذارن. بعد قطع شد. نشد که با هم حرف بزنیم دیگر. نمی‌شد کسی را تلفنی پیدا کرد. اینترنت چند دقیقه بود، یک ساعت نبود. بال‌بال می‌زدم توی خانه. گفتم بروم بیرون ببینم چه خبر است. بابا گفت: که چی؟ کاری می‌تونی بکنی؟ مثل مرغ سرکنده خودم را می‌زدم به در و دیوار. فارس و ایرنا نوشته بودند که چه‌قدر میلیون رای آورده. من هی فکر می‌کردم که کی شمرده‌اند آخر؟ هنوز که تمام نشده. بابا گفت: نشمرده‌ن، نمی‌شمارن. 
ساعت یک خسته دراز کشیده بودم روی تخت. تلفن کردم به برادره. گفتم: جدیه؟ گفت: جدیه. قطع کردم. بغض داشتم. حس می‌کردم رودست خورده‌ام. گریه نمی‌کردم ولی. تمام هفته را تاب آوردم. صبح روز سی‌ام توی بغل سین بغضم بالاخره ترکید. تازه له شدن را فهمیده بودم.
خاطره‌ی آن پوزخند هنوز هم جگرم را آتش می‌زند.

۴ نظر:

  1. اون شب من تا 4 بیدار بودم،هی آمارو چک می کردم..هی اولا می گفتم نه!نمی شه،عوض می شه!ولی دیدم دیگه آمار به جایی رسیده که جای برگشت نداره..بعد رفتم بخوابم..ته دلم یه امید بود،کوچولو..می زدمش!هی به خودم می گفتم خفه شو!حق نداری امید داشته باشی..صبح ساعت 6 تلویزیونو روشن کردم دیدم نه..کابوسم حقیقت داره

    پاسخحذف
  2. چه کابوسی بود اون شب.چه امیدهایی که بر باد رفت.

    پاسخحذف
  3. خنگم؟ گیجم؟ گولم؟!؟! از وقتی فهمیدم این تویی اومدم همه پست هاتو دارم باز دوباره می خونم
    :دی
    ینی یه همچین منگولی هستم من

    پاسخحذف