اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۹

Internal Monologue - 2

فکر می‌کنم که ا‌م‌روز در مواجهه با او کلمه‌هام تیز و برنده بودند. دلیلش این است که دردم درد تیز و برنده‌ای بود. می‌توانستم تیزی کلمه‌ها را بگیرم. می‌توانستم سمباده بکشم به حرف‌هام. می‌توانستم زبان نرم‌تری داشته باشم. می‌توانستم، اما نمی‌خواستم. به‌نظرم دیگر دلیلی نداشت. به زحمتش نمی‌ارزید. با این همه زبان تند و تیز و بی‌رحم را دوست ندارم. سلاخی آدم‌ها را با کلمه دوست ندارم.

گاهی توجیه‌پذیر است (دست‌کم الان به نظرم می‌رسد که گاهی توجیه‌پذیر است)، اما خیلی غصه‌دارم می‌کند.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر