فروردین ۳۰، ۱۳۸۹

\ə-ˈban-dən\

روی یک تکه کاغذ نوشته‌ام: abandon. باید مال خیلی قبل باشد. آن‌قدر که یادم نمانده مال کی و کجا. پایین‌ترش نوشته‌ام: leave behind, give up with the intent of never claiming again. زیر never دوتا خط کشیده‌ام. باز پایین‌تر نوشته‌ام: ریشه‌ی فرانسوی دارد، در اصل به‌معنای کنترل چیزی را در اختیار دیگری قرار دادن. پایین پایین صفحه نوشته‌ام: دست کشیدن؟ واگذار کردن؟
بقیه‌ی صفحه پر است از خط‌خطی‌هایی که نشان می‌دهند به چیزی فکر می‌کرده‌ام. به چی؟ چی را می‌خواسته‌ام یرای همیشه، بی‌ هیچ ادعای دیگری ترک کنم؟ گوشه‌ی سمت چپ پایین صفحه یک شکلک غم‌زده کشیده‌ام. غم‌زده بوده‌ام موقع سیاه کردن این کاغذ؟ 
هیچ یادم نیست. مطلقا هیچ یادم نیست و این تسلی‌بخش است. «هیچ» چه می‌تواند مهربان باشد گاهی.

۲ نظر:

  1. این احساس آرامش بخش "هیچ بودن" که پشتش لبخندی تلخ خوابیده... برای همیشه.

    پاسخحذف
  2. اخیرا از این تکه کاغذ ها زیاد پیدا می کنم...چیزی را باید فراموش کنم که نمیدانم چیست.

    پاسخحذف