دی ۲۴، ۱۳۸۸

کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

کلمه‌ای هست که توی فیلم‌ها و سریال‌های پلیسی زیاد به گوش‌ت می‌خورد: overkill. نمی‌دانم چه معادل فارسی‌ای می‌شود برای‌ش گذاشت. overkill یعنی در کشتن کسی زیاده‌روی کنی، یعنی به کسی که با دو ضربه‌ی چاقو می‌مرده، هشتاد ضربه بزنی. یعنی کسی را که با یک گلوله توی قلب کارش تمام می‌شده، ببندی به رگبار. می‌گویند overkill معمولا نشانه‌ی این است که قتل دلایل شخصی و احساسی داشته، که قاتل خواسته انتقام بگیرد،‌ خشم‌ش را خالی کند یا اساسا کنترل خودش را در زمان قتل از دست داده بوده.
من این روزها زیاد به این کلمه فکر می‌کنم. دارم یاد می‌گیرم که overkilled شدن چه‌جوری است.

۱ نظر:

  1. overkilled شدن اینجوری است که آدمی رو که میشه با یه بار زیر گرفتن کشت، راننده چندین بار از روش رد بشه.

    پاسخحذف