مرداد ۰۴، ۱۳۸۸

The March of Folly

عصاره‌ی خشک‌مغزی را یکی از مورخان در گفته‌ای درباره‌ی فیلیپ دوم، پادشاه اسپانیا و سردسته‌ی تاجداران یک‌دنده و خشک‌مغز بیان کرده است: «تجربه‌ی هیچ شکستی ایمان او را به برتری ذاتی سیاست خویش سست نمی‌کرد».
...
یکی از بی‌خردی‌های عمده‌ی آنها [پاپ‌های رنسانس] نادیده گرفتن احساسات و جنبش‌هایی بود که پیرامون‌شان نشو و نما می‌یافت. گوش‌شان به ناخرسندی‌ها بدهکار نبود، چشم‌شان شقوق دیگری را که از ناخرسندی‌ها نشأت می‌گرفت نمی‌دید، به هیچ تعرضی محل نمی‌گذاشتند، از بیم و هراس ناشی از بدرفتاری‌ها و خشم روزافزون ناشی از سوء‌حکومت خود نگران و اندیشناک نمی‌شدند، در نپذیرفتن تغییر لجوج و سرسخت و در نگه‌داری نظام حاکم فاسد تا سرحد حماقت یک‌دنده بودند.

«تاریخ بی‌خردی؛ از تروا تا ویتنام»، باربارا تاکمن، ترجمه‌ی حسن کامشاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر